النسفي (مترجم: مجهول)
6
مدارك التنزيل وحقائق التأويل (تفسير النسفي) (تفسيرى نسفى) (فارسى)
وَ إِذا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا و چون ببينند مؤمنان مخلص را گويند ما همچون شما مؤمنانيم ، وَ إِذا خَلَوْا إِلى شَياطِينِهِمْ قالُوا إِنَّا مَعَكُمْ و چون تنها شوند با بدان سران خويش گويند ما شما را به باطن موافقانيم « 1 » ، إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ ما آنها را فسوس مىداريم . ( 14 ) اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ خداى تعالى جزاى استهزاى ايشان به سزا به ايشان برساند ، وَ يَمُدُّهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ و ايشان را مدت مديد در اين طغيان سرگشته و متحيّر بماند . ( 15 ) أُولئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى ايشان برگزيدند ضلالت را بر هدايت ، فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ سود نكردند در اين تجارت ، وَ ما كانُوا مُهْتَدِينَ و نبودند و نهاند و نبوند يا بندهء هدى و كرامت . ( 16 ) مَثَلُهُمْ داستان « 2 » اين ناراستان « 3 » كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ ناراً چون داستان كسى است كه آتشى افروخت قومى را در شب با ظلمت ، در بيابان با هيبت ؛ فَلَمَّا أَضاءَتْ ما حَوْلَهُ چون آتش آن جاى را روشنايى [ حاصل ] كرد ، ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ خداى تعالى آن نور ايشان را به عارضى زايل كرد . وَ تَرَكَهُمْ فِي ظُلُماتٍ لا يُبْصِرُونَ و بماندشان در انواع ظلمت ، و ديدهها فرومانده از رؤيت ؛ يعنى اين منافقان به كلمهء شهادت مر خود را حاصل كردند نورى ، و با مسلمانان بهرهها گرفتند تا ديرى و دورى ؛ و چون مردند آن بهرهها ازيشان بردند ، و به دوزخشان سپردند . ( 17 ) صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ كرانند « 4 » حق ناشنونده ، گنگانند حقناگوينده ، كورانند حق نابيننده . فَهُمْ لا يَرْجِعُونَ پس ايشان بازنگردند از خطا به صواب ، و نرسند به ثواب . ( 18 )
--> ( 1 ) - در اصل : موافقيم . ( 2 ) - ن : مثل داستان . ( 3 ) - در اصل : نارستان . ( 4 ) - در ن و ت : راه « كرانند » مشدد است .